|
|
|
|
|
<سنگ خوب>
بیچاره آینه ای که هنوز نشکسته است!
<فریاد> لغتی در نامه که نمی خواهد خط خطی شود
<قانون> همه روی سرشان چتر داشتند، اما از باران خبری نبود، همه بارانی پوشیدند، اما بازهم از باران هم خبری نشد، اداره هواشناسی بارش باران را اعلام کرد، اما باز هم از باران خبری نشد،... به همین خاطر همه شکایتشان را نزد قاضی بردند، و قاضی دستور بازداشت ابر را صادر کرد، ابر همین که از نتیجه دادگاه مطلع شد فرار کرد، و مردم که قاضی را مقصر می دانستند، او را اعدام کردند.... |
||